عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
204
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
اميرزاده ابا بكر چون به طرف جيرفت رفت تمام احشام و هزاره به دو پيوستند . سلطان اويس « 1 » لشكرى همراه « 2 » برادر خود [ سلطان حسين ] « 3 » بدان طرف روانه گردانيد . چون فريقين به يكديگر رسيدند جنگى رسيدند جنگى « 4 » سخت واقع شد . لشكر « 5 » كرمان به هزيمت باز آمدند . سلطان اويس به تهيّأ اسباب لشكرى ديگر مشغول شد و در دوشنبه هژدهم رمضان سنهء احدى عشر و ثمانماية از كرمان بيرون آمده متوجه جيرفت شد . چون به يكديگر رسيدند صف مقاتلت آراسته بر هم حمله كردند و هم در حملهء اول لشكر جيرفت روى به هزيمت نهادند و اميرزاده ابو بكر در آن معركه به قتل رسيد : جهان را از اين سان بسى هست ياد * بسى داغ بر جان هر كس نهاد سلطان اويس از آنجا به دار الملك كرمان مراجعت نمود . بعد از چندگاه خبر رسيد كه اميرزاده پيرمحمّد از شيراز با لشكرى فراوان متوجه [ كرمان است ] . « 6 » سلطان اويس ايلچى فرستاد و خدمتى تقبّل مىنمود كه اميرزاده پيرمحمّد فسخ عزيمت كند ، به جايى نرسيد . چون ايلچى باز آمد رعايا از نواحى شهر نقل كردند و سلطان اويس و مجموع اهالى كرمان مضطرب گشته بودند . ناگاه خبر رسيد كه حسين شربتدار قصد اميرزاده شهيد مرحوم مغفور « 7 » كرده او را به قتل رسانيده است چنانچه شرح آن « 8 » در فصل فارس تقديم يافت . كرمانيان از آن انديشه خلاص يافتند و سلطان اويس با لشكرى كه داشت متوجه شهر بابك شد و آن موضع را مستخلص گردانيده بعد از آن به جانب انار « 9 » سر حد شد . متوطّنان آنجا به حصار متحصّن شدند و به مقاتلت « 10 » پيش آمدند و جنگى سخت كردند . چون استخلاص آن حالا متصوّر نبود « 11 » سلطان اويس به كرمان مراجعت نمود . بعد از آن كه اميرزاده اسكندر به قايم مقامى برادر بر بلاد فارس مستولى شد و سلطنت او تمكّن يافت ايلچى به كرمان فرستاد . كرمانيان اظهار مطاوعت و انقياد نموده « 12 »
--> ( 1 ) گ ، مل : حسين . ( 2 ) با ، گ ، مل : مصاحب . ( 3 ) مل ندارد . ( 4 ) گ ، مل : حربى . ( 5 ) با ندارد . ( 6 ) با : متوجه گشت . ( 7 ) مل ندارد . ( 8 ) با ، گ ، مل : او . ( 9 ) با ، گ ، مل بدون نقطه . ( 10 ) مل : مقابله . گ بدون نقطه . ( 11 ) گ ، با : نمود . ( 12 ) با : كردند .